على محمدى خراسانى
81
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
اينكه مشهور ، كراهت در عبادت را به اقليّت ثواب تفسير كردند ، در قسم اوّل ، « 1 » كراهت به اين معنا نيست ، زيرا عبادت مورد نظر ( روزهء روز عاشوراء ) بدل ندارد و فرد ديگرى نيست تا اين فرد را با آن مقايسه كرده و بگوييم اين فرد ، نسبت به آن فرد ديگر ثوابش كمتر است . و در قسم دوم ، « 2 » كراهت در عبادات به معناى اقليّت ثواب بود ، چرا كه فرد يا افراد ديگرى بودند كه بدل از آن عبادت منهى ( نماز در حمام ) مىشدند و نقص و حزازت او را هم نداشتند . - مثل نماز در منزل يا مسجد - و نهى ارشاد به اين بود كه اين فرد ثوابش كمتر است . و در قسم سوم « 3 » بنا بر قول به جواز اجتماع ، به قسم اوّل ملحق مىشد و كراهت به معناى اقليّت ثواب نبود . و بنا بر قول به امتناع هم اگر متلازمين بودند ، باز حكم قسم اوّل را داشت و كراهت به اين معنا نبود . ولى بر مسلك اتّحاد و مجامعت وجودى ، به قسم ثانى ملحق مىشد و كراهت به معناى اقليّت ثواب بود و نهى ارشاد به اين بود كه نماز در موضع تهمت منقصت دارد و در مقايسه با نماز در غير آن موضع ثوابش كمتر است . مثالهاى ديگر براى اجتماع امر و نهى : « 4 » تا به حال از مجموعه مواردى كه مستدلّ در دليل سومش به عنوان شواهدى بر جواز اجتماع آورد ، تنها به دو مورد پرداختيم و آنها را تحت عنوان عبادات مكروهه به سه قسم تقسيم كرديم و راه حل هر قسمى را بيان كرديم . آن دو مورد عبارت بودند از اجتماع وجوب و كراهت و اجتماع استحباب و كراهت . اكنون ساير مثالها را بررسى مىكنيم : يكى از آن مثالها مواردى بود كه « وجوب و استحباب » در شىء واحد جمع شوند . مثل نماز در مسجد كه هم واجب است و هم مستحب . نماز به جماعت كه هم واجب است و هم مستحب و روزهء اول ماه رمضان كه هم واجب است چون روزهء ماه رمضان است و هم مستحب ، چون روزهء اوّل ماه است . حال به مناسبت اينكه دو مورد اجتماع وجوب و كراهت يا استحباب و كراهت را به « عبادات مكروهه » نامگذارى كرديم ، اين مورد را هم به « عبادات مندوبه » نامگذارى مىكنيم . اكنون مىپرسيم آيا همان سه قسم مذكور در عبادات مكروهه در اينجا هم هست يا خير ؟ از كلام مرحوم آخوند استفاده مىشود كه قسم دوم و سوم از آن اقسام ، در اينجا هم جارى و سارى است . به اين صورت كه ، گاهى امر استحبابى به ذات عبادى بار مىشود ، مثل امر به نماز جماعت يا نماز در مسجد . ضمناً عبادت مذكور بدل هم دارد ، مثل نماز فرادى يا نماز در منزل . و گاهى در ظاهر به عنوان عبادت و در باطن به عنوان ديگرى امر شدهايم كه يا ملازم با عنوان عبادت است ، مثل عنوان اجتماع مسلمين در مكانى كه ملازم با نماز جماعت است و يا مجامع و متّحد با آن است ، مثل عنوان كَوْن فى المسجد كه به قولى با نماز اتّحاد دارد و به قولى ملازمه دارد . « 5 »
--> ( 1 ) . در قسم اوّل نهى تنزيهى به خود عبادت بار شده بود ، در ضمن بدل هم نداشت . ( 2 ) . در قسم دوم نهى كراهتى به ذاتِ عبادى تعلّق گرفته بود ، ولى بدل داشت . ( 3 ) . در قسم سوم نهى در ظاهر به خود عبادت بار شده بود ولى در واقع بهعنوان ديگرى بهنام كَوْن در مواضع تهمت بار شده بود . ( 4 ) . كما انقدح . . . . ( 5 ) . بستگى دارد كه كَون را در حقيقت نماز دخيل بدانيم يا خير .